به گزارش «
سراج24» به نقل از پایگاه خبری "وترنتودی"، باراک اوباما اخیرا در اقدامی که کارشناسان از آن به عنوان یک دخالت آشکار و پر سر و صدا در امور ایران یاد میکنند، قانونی را مبنی بر مقابله با آنچه نفوذ ایران در آمریکای لاتین گفته میشود، امضا کرده است، قانونی که مبنای اصلی استراتژی جدید سیاسی و دیپلماتیک طراحیشده توسط وزارت خارجه این کشور وضع شده است.
این در شرایطی است که ایران قویا این اقدام آمریکا را به عنوان یک دخالت آشکار محکوم کرده است. این یک دخالت آشکار در امور داخلی کشورهای آمریکای لاتین است، اقدامی که نشان میدهد مقامات آمریکا چندان با روابط میان کشورها در دنیای جدید آشنایی ندارند. مقامات ایالات متحده هنوز هم در دوران جنگ سرد به سر میبرند و گمان میکنند که آمریکای لاتین حیات خلوت این کشور است.
این طرح که از نظر استراتژیکی به عنوان "قانون سال 2012، مقابله با ایران در نیمکره غربی" نامیده میشود، وزارت خارجه آمریکا را ملزم کرده است که این طرح را ظرف 180 روز آینده اجرایی کند تا طرح مذکور برای مقابله با حضور رو به رشد و متخاصمانه ایران آماده شود.
در عین حال در متن این قانون آمده است که وزارت امنیت داخلی آمریکا موظف است نظارت خود بر مرزهای مشترک این کشور را با کشورهای مکزیک و کانادا را تشدید کند تا از ورود عاملین ایرانی، از قبیل نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای سپاه قدس، نیروهای حزبالله و یا نیروهای هر سازمان دیگری به داخل خاک ایالات متحده جلوگیری شود.
در سالهای اخیر جمهوری اسلامی با برخی از کشورهای آمریکای لاتین که با آغوش باز ژست توام با نیت خوب ایران را پذیرفتهاند، یک اتحاد و پیمان قوی تشکیل داده است.بدون تردید نفوذ ایران اکنون از مرزهای خاورمیانه فراتر رفته است و به آمریکای لاتین رسیده است، این حقیقتی است که خشم مقامات کاخ سفید را به شدت برانگیخته است.
مقامات ایالات متحده بارها و بارها اعلام کردهاند که فعالیتهای ایران را (که البته این اصطلاح در نظر مقامات آمریکا به معنای نفوذ است) به دقت زیر نظر دارند که مبادا نفوذ رو به افزایش این کشور در کشورهای دیگر به حضور نظامی و سیاسی آمریکا در خاورمیانه به طور ویژه و در سرتاسر جهان به طور کلی آسیبی وارد نکند.
قانون جدید که میتوان آن را به عنوان مخلوطی از بهانههای غیرقابل قبول که توسط ایالات متحده برای مقابله با نفوذ ایران ساخته می شود در نظر گرفت، با استفاده از نیت آشکار آمریکا برای فرونشاندن موج عقلانیت غرب در مورد برنامه انرژی هستهای ایران، ایجاد شده است. این در حالی است که ایالات متحده و غرب همواره تلاش کردهاند هر چیزی جز صلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران را در ذهن مردم دنیا مجسم کنند.
این قانون به طور واضح این مسئله را نشان میدهد که ایالات متحده با سرو صدای زیادی در حال افزایش سرعت خود برای مسدود کردن همه راههایی است که میتوان از آنها برای تسکین تاثیرات دردناک تحریمها علیه ایران استفاده کرد، و این در حالی است که ایران تنها در تلاش برای افزایش همکاری با کشورهای آمریکای لاتین از طریق امضای توافقنامههای امنیتی و اقتصادی با هدف ایجاد یک شبکه همکاریهای اقتصادی و دیپلماتیک با دیگر کشورها به منظور کاهش آسیبهای ناشی از تحریمهای بینالمللی وضعشده و مقابله با تلاشهای کشورهای غربی برای محدود کردن بلندهمتیهای خود است.
مرکز بین المللی وودرو ویلسون برای پژوهشگران در مورد نفوذ ایران در آمریکای لاتین تحقیقاتی انجام داده و نام شایسته و مناسبی برای این تحقیقات خود انتخاب کرده است: "ایران در آمریکای لاتین، یک تهدید و یا محور آزار و رنجش ". بر اساس این تحقیق، دلیل ایجاد روابط چند لایه و رو به رشد میان ایران و کشورهای آمریکایی لاتین که از زمان روی کار آمدن محمود احمدینژاد در سال 2005 آغاز شده است، ترکیبی از فاکتورهای گوناگون است. از جمله این عوامل میتوان به این مسئله اشاره کرد که این روابط برای هر دو طرف منافع اقتصادی داشته است و این که هر دو طرف از ایدئولوژی ضد آمریکایی و ضد امپریالیسم حمایت میکنند، در عین حال به طور ویژه میتوان به تمایل آشکار کشورهای منطقه به ویژه برزیل برای ایفای نقش گستردهتر در عرصه جهانی اشاره کرد که تلاش میکنند در سیاست خارجی خود مستقل از آمریکا عمل کرده و شرکای بینالمللی خود را در ورای مرزهای ایالات متحده جستجو کنند و از شرکای گوناگونی برخوردار باشند.
در عین حال این نکته باید مورد توجه قرار گیرد که ترس از نفوذ ایران در آمریکای لاتین مدتها است دولت ایالات متحده را در تنگنا قرار داده است. این مسئله باعث شده است آمریکا بتواند بهانهای برای حمایت از سیاست خود مبنی بر انتشار دروغهای بیاساس در رسانهها در مورد ایران به دست آورد. "آلن وست" در مقالهای در این زمینه خشم دردناک خود در مورد روابط نزدیک ایران و ونزوئلا را که نشانه عذاب کشیدن وی از این موضوع است، نشان داده است. وی در این مقاله نوشته است: درست در همینجا و در زیر سر ما یک اتحاد استراتژیک میان ایران و ونزوئلا شکل گرفته است.
"وست" یک مورد بسیار مسخره و ضعیف علیه ایران عنوان کرده و این کشور را متهم میکند به این که یک شبکه اقتصادی پیچیده برای دور زدن تحریمهای بینالمللی علیه حکومت ایران ایجاد کرده است و این که یک ساختار عملیاتی برای اجرای عملیاتهای تروریستی علیه کشورهای به اصطلاح آزاد مانند اسرائیل و آمریکا تشکیل داده است. بر اساس نظریه "وست"، ایالات متحده و اسرائیل تشکیلدهنده بخشی از دنیای آزاد هستند. این در حالی است که بر اساس تمامی استانداردهای موجود در این زمینه باید گفت این تعریف مغرضانه و جانبدارانه تمامی تعریفهای موجود در مورد دنیای آزاد را به طور کاملا مضحک و وحشتناکی با انحراف مواجه میکند.
"وست" در ادامه مقاله خود به افراطیگریهایش ادامه داده و ادعاهای منسوخ و نخنمای مقامات آمریکا تکرار میکند، ادعاهایی مبنی بر این که ایران تلاش کرد منصور عربسیار را برای ترور "عادل الجبیر"، سفیر عربستان در آمریکا به کار گیرد. اتهامهای دروغین و ساختهشده از این دست در رسانههای غربی فراوان است. جالب اینجاست که آقای "وست" چندین بار کلمه اسرائیل و مسئله آسایش اسرائیل را در مقاله خود تکرار میکند، تو گویی وی قصد دارد وفاداری خود را به تلآویو اثبات کند.
وی حتی به طور بیپروایی ایران را متهم میکند که در حال تبدیل منطقه خاورمیانه مدرن به یک مکان متشکل از تروریسم مذهبی و ترغیب گروهها برای انجام عملیاتهای انتحاری است، این در حالی است که این مسئله نشاندهنده جهل و نادانی وی از این واقعیت است که ایران خود قربانی تروریسم از سوی گروهک منافقینی است که از سوی غرب مورد حمایت و پشتیبانی مالی قرار میگیرد و اخیرا نیز نام آن از لیست گروههای تروریستی آمریکا به دلایل کاملا مشکوکی حذف شده است.
ایران برای واشنگتن و متحدانش یک تهدید واقعی نیست، بلکه در عوض یک محور و عامل آزار و رنجش خاطر آنان است، خاری بر سر راه آنان و یک وزنه مناسب برای ایجاد مانعی در برابر شگردهای شیطانی آمریکا.